خرید بک لینک
فکر نکنم تلویزیون سریال ماه رمضونی درست و درمونی داشته باشه . ولی چندتا سریال در نظر دارم که درحال پخش نگاهشون کنم . معمولا سریال درحال پخش نمیبینم ولی اخیرا یه سریال درحال پخش دیدم و از غیر قابل پیش

برچسب: نویسنده: آراد افشاری تاريخ: شنبه 30 فروردين 1399 ساعت: 6:26

این سریال ستایش که پخش میشه کلی خاطره به یادم اورده . یکی از خاطرات برمیگرده به خرداد ماه اون سال . غروب جمعه بود و مامانبزرگ مرحوم به خونه ی ما اومده بود . مامان برامون بستنی عروسکی خرید . بابا سر کا

برچسب: نویسنده: آراد افشاری تاريخ: شنبه 30 فروردين 1399 ساعت: 6:26

ادمی وقتی وارد هزارتوی خاطراتش میشه از کجاها که سر در نمیاره . یاد یکی از خاطرات ناخوشایندم افتادم . حدودا دو سال قبل بود که بعد از جلسه ی پایگاه با جمعی از بچه ها راهی شدیم به سمت مزار شهدا . بین راه

برچسب: نویسنده: آراد افشاری تاريخ: شنبه 30 فروردين 1399 ساعت: 6:26

دیشب که داشتم زیر نور زرد رنگ هود ، تو بشقاب برنج میریختم یکهو یاد ماه رمضون سال قبل افتادم . روز اول ماه رمضون بود .. یه حال معنوی توپ داشتم . نشاط معنوی در روحم قل قل میکرد :) تا اینکه شبش حرف از خو

برچسب: نویسنده: آراد افشاری تاريخ: شنبه 30 فروردين 1399 ساعت: 6:26

کلاس مجازی ، فقط وقتی عمه زنگ میزنه خونه ی ما !

مامان هر دفعه یه کلاس دین و زندگی براش ارائه میکنه :)))

برچسب: نویسنده: آراد افشاری تاريخ: شنبه 30 فروردين 1399 ساعت: 6:26

چند وقت قبل دیدم دو تا تماس از رشت داشتم ولی بخاطر حالت پرواز پیامکش اومد . تنها جایی که میشناختم از رشت باهام تماس بگیرن رو چک کردم . شماره فرق میکرد . یه ترس ناشناخته ای بهم دست داد . حالا هم یکی از بچه های کم و بیش اشنا از همون اطراف رشت بهم پیامک داده و حالمو پرسیده ! باز ترسیدم جوابشو بدم . .

همه ش میترسم پای خواستگار وسط باشه . قلبم تند میزنه .. چرا میترسم ؟! نمیدونم .. ولی خیلی میترسم . خیلی زیاد .

برچسب: نویسنده: آراد افشاری تاريخ: شنبه 30 فروردين 1399 ساعت: 6:26

صفحه بندی